کربلا سکه اي دو رو
کاري که ما با عاشورا کرديم هيچ کس با دشمنش نميکند.عاشورا يک مکتب انسان ساز و بزرگترين پرورشگاه بشريت براي تمام نسل هاست.
اين مکتب انسان سازي که بايد با اشاعه اهدافش تمام نسل بشريت را نجات داد تبديل به يکي از سرعت گيرهاي در مسير اوج گرفتن انسانيت،بشريت شده است.
امام حسين و يارانش ...دقيقا يارانش...ياران اين امام بزرگ،خود نمادي از يک جامعه انساني هستند با تمام عقايد و ديدگاه ها و داراي همه رده هاي سني.
امام حسين از خود گذشت ...
از فرزندان خود گذشت...
از ناموس و اهل حرم خود گذشت...
از با وفاترين ياران خود،که به گفته ي امام حسين بهترين ياران حتي بهتر از ياران پيامبر در چنگ بدر نيز گذشت...
از همه چيز گذشت تا اسلام وپيام اسلام باقي بماند...پيام اسلام که آزادگي و زير بار زور نرفتن است باقي بماند...
اما امروز در شرايطي که همه چيز مشمول وارونگي گرديده است،مثل اينکه عاشورا هم مشمول اين وارونگي گرديده است.فرهنگ عاشورا تبديل به يک مخدر شده و همه ما به آن معتادتر و نيازمندتر.به هر شکل ممکن مورد تجاوز وستم قرار ميگيريم و فرياد نميزنيم.به جاي اينکه فرياد يا حسين ما را بيدار کند ما را به خواب خرگوشي فروبرده است.خوابي که هيچ کس ما را از آن بيدار نميکند مگر اينکه خودمان بخواهيم از آن بيدار شويم.
بخشی از سیره آن حضرت...
امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .
سيرت و صورتش ستوده بود .
پيوسته لباس تميز و نوميپوشيد .
در كمال وقار و شكوه حركت ميفرمود .
از آن حضرت ميپرسيدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش ميپوشيد , تو چرا لباس فاخر بر تن ميكنى ؟ پاسخ ميداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , كه محرومان و فقرا و تهيدستان زيادبودند , چنان بود .
من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار , نميتوانم تعظيم شعائر دين كنم .
همچنین فرا رسیدن ایام شهادت سفیر ویژه اباعبدالله الحسین حضرت مسلم بن عقیل بر تمام دوستداران حضرتش تسلیت باد.
برای تعجیل در فرج صلوات
کلام امير:
((حق اگر چه بر آدمي گران مي آيد،اما عاقبتش آسان است و ستوده مينمايد.و باطل با اينکه سبک مي باشد ولي ديري نمي گذرد که از خود مي پاشد.))
ودر دوره اي که ما در آن مشغول زندگي هستيم چه کمند افراد و اشخاصي که گوينده حرف حق باشند...
در زمانه ما که زندگي هاي مرفح بسياري وجود دارد،کم نيستند زندگي ها و خانواده هايي که از کمترين امکانات زندگي نيز بي بهره و نصيب هستند.اما به جاي آن افرادي هستند که با سرمايه هاي بي اندازه خود مشغول گذراندن عمر خود هستند و به هيچ وجه به فرو دستان خود هم نگاهي نميکنند.و حتي ممکن است عده اي از ايشان اين زندگي را فقط لايق خود بدانند.
در اين وضع موجود مسئولان هم گاهي بر اثر مشغله هاي زياد،اين قشر ضعيف را به باد فراموشي سپرده و فراموش مينمايند که در يک حکومت اسلامي مساوات و در نوع اعلاي خود عدالت از حقوق تمام اقشار جامعه است.در همين شهر خود ما يعني تهران اقشار فراموش شده بسيارند ولي هيچکس نيست حتي به اينها فکر کند چه رسد به اين که در صدد رفع مشکلاتشان برآيد.
در جامعه ما که بر اساس حرف هاي زده شده يک جامعه ي منتظر است با اجحافي که طبقه بهره مند بر طبقه بي بهره روا داشته هيچ نشاني از انتظار براي ظهور مصلح جهان به چشم نميخورد واکثريت انتظار را در دعا خلاصه کرده و دست از عمل در جهت زمينه سازي کشيده و منتظر ظهور نشسته تا مصلح جهاني،نمونه بارز انسان کامل ظهور نموده و خود اقدام به اصلاح نمايد.
باشد تا از همین الان اقدام به حرکتی سازنده نماییم...
یاد همه جوونایی که رفتن تا ماها باشیم...
یاد همه اونایی که با ذکر یا حسین رفتن...
همه اونایی که رفتن تا ناموسشون بمونه...
ولی...
رفتید و بعد شماها ما خیلی خوب از خونتون پاسداری کردیم...
آره مراقب همه چیز بودیم....
هوای مستمند و فقیر و داشتیم...مراقب ناموسامون بودیم...به حق هم تجاوز نکردیم...و مدام هم از شهدامون حرف زدیم...
شما رفتید و ما موندیم...
یاد همتون گرامی باد ...
اللهم عجل الولیک الفرج...
جهت تعجیل در فرج (((صلوات)))
از کجا بگم؟
از کدومش بگم؟
از سکوتی که شاید حاکی از ... باشه.
از سکوت همه ماها!!!
همه ی ماهایی که در برابر برادران مسلمونمون در فلسطین اشغالی و ظلم هایی که بهشون میشه سکوت نمیکنیم...
در برایر <<شهید حجاب>>مروه الشربینی سکوت نمیکنیم...
ولی حالا الان نمیدونم به چه خاطر و به کدام دلیل در برابر کشتار مسلمین در چین ساکت شدیم و یه جوری نشون میدیم انگار دارن یک مشت منحرف و گمراه رو میکشن...
و خدا داناتر است...
یا از رفتار سازمان صدا و سیما بگم...
یه فیدبک...
هممون یادمون سقوط غم انگیز هواپیمای c-130رو که حامل جمعی از کارکنان صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود.بعدش صدا و سیما تا چند روز روبان مشکی بالای همه برنامه ها میزد و مدام تصویر کارمندانش رو نشون میداد. اتفاقا کار خوبی بود چون اونا هموطن ما بودن...
ولی آیا این هواپیما که در این روزها سقوط کرد یک پرواز ایرانی نبود و داخل اون مردم کشور ما ننشسته بودند؟
آیا این افراد با افرادی که در سانحه قبل کشته شدند تفاوت دارند؟
و کيست که واقعا جوابگوی اين سوالات باشه؟؟؟
یکی دو روزی به خاطر غبار آلود بودن هموا ادارات تعطیل شد...
ولی چند وقت یه نگاه هم به آسمون دلمون نکردیم تا ببینیم اوضاع چطوره؟
دلی که باید خانه ی خدا باشه ولی از بس غبار گرفتتش که اصلا ازش غافل شدیم...
بیایید تو این اوقات ماه رجب المرجب یکم غبار از دل بزداییم صاحب خونه رو صدا کنیم و دعوتش کنیم...
و بهش بگیم که کسی رو غیر از اون نداریم تا صداش کنیم...
الهی و ربی من لی غیرک
اگه از هر کدوم ماها که بپرسن دینت چیه؟ بدون معطلی میگیم: اسلام اونم از نوع شیعه...
یا وقتی داریم یه فرم ثبت نام پر میکنیم ممکن خندمونم بگیره که داخلش دین رو هم پرسیده...
میدونم خوب ممکنه اون فرم و یه غیر مسلمون هم پر کنه یا ممکنه اون سوال رو از هر کسی بپرسن...
ولی حرفم چیز دیگه ای...
من که نه با اسلام آشنام نه درست اسلام رو میشناسم دم از اسلام میزنم و مدعی مسلمونی هستم...
تشیعی که من معتقد به اونم تشیعی که نگم کامل و لی شاید یه جاهایی تو امام شناسیش میلنگم...شاید ندونم امام نهم چند سالگی امام شده و خیلی از این سوالات...که البته شاید مهم هم نباشه این چیزا رو بدونم چون شاید د.نستنش واقعا دردی از من دوا نکنه...
اصلا شاید من حقیقت امامت رو درک نکردم و نفهمیدم حالا دونستن بیوگرافی ائمه به چه دردی از دردای من در زندگی میخوره؟
واقعا هممون چقدر برای امام شناسی و خدا شناسی خودمون زحمت کشیدیم و چقدر تلاش کردیم؟
اسلامی که تا این حد مهجور، اسلامی که درست شناخت نشده...
بعد هممون هم یه بادی تو گلو میندازیم و میگیم ماها به واسطه اسلام برگزیده شدیم و هر عملی و به اسم اسلام انجام میدیم و بعدش هم خوشحال و مسرور جار میزنیم که ما خادم اسلام و قرانیم...
کدوم خادم؟
خادم خیانتکار؟
بد نیست یه سری به متون اسلامی مثل نهج البلاغه مولا زد و دید تو اکثر مسائل پند و اندرز و حتی بعضی جاها دستور دادن...
بیائیم از خدا تو این ماه عزیز که متعلق به خودش هم هست بخواهیم که معرفت ماها رو نسبت به اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام زیاد کنه تا مبادا خیانت رو با خدمت اشتباهی بگیریم...وبعدش هم تازه باد کنیم...
فرازی از نهج البلاغه
به زیاد ابن ابیه جانشین ابن عباس والی بصره و اهواز و فارس
اما بعد، من به خدا سوگند میخورم،سوگند صادقانه،که اگر بشنوم به غنائم موجود در بیت المال مســــلمانان دست خیانت دراز کرده ای، و مقداری از آنها را- چه کم باشد چه زیاد- به یغما برده ای؛هر آینه چنــــــــان تو را مورد سختگیری و بازخواست قرار دهم که بی آبرو و تنگ مایه شوی، چنان از سنگینی بار گناه کمرت خم گردد که از پا در آیی و نتوانی دیگر راه بروی،والسلام.
خودتون قضاوت کنید و ببینید که اگر ما مقید باشیم که مولا امیرالمومنین قرآن ناطق و اسلام مجسم هستند،پس باید به ایشون اقتدا کرد.نگاه کنید که آقا به زیاد چگونه هشدار داده در صورتی که میگه اگر بشنوم یعنی هنوز خـــبری نیست اینجوری وای به اون روزی که تازه آقامون بشنوه که در امانت خیانت شده...
پس ببینید که مسئله فـسـاد اقـتـصـادی از دیدگاه تنها مجری عدالت در زمین چقدر مهم و حساس که مولا اینطوری برخورد میکنه؟؟؟
برید و بخونید نهج البلاغه رو که آقا چقدر در مورد بی تفاوتی دنیا در نزد خودشون دم میزنن...و این شعار نیست بلکه آقا در عمل ثابت کردن...
صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
صلی الله علیک یا ام ابیها
خدایا فرج منتقم این بانوی بزرگ رو هر چه زودتر برسون...
منتقمی که میاد و انتقام مادرش رو میگیره و خواهد گرفت...
ولی کجان اونائی که ببینن...
چی و ببینن؟؟؟
غیرتیا کجان؟؟؟
اونایی که اصلا تو بین دیگران معروف شدن به فاطمی...
کجان؟؟؟
باز اون زمونا فاطمه(سلام الله علیها) یه کسی به اسم امیرالمومنین و داشت تا براش دلش بسوزه و غصه بخوره اما الان کی؟؟؟
اگه اون زمون یه رفتار بدی با مادرمون کردن بعدش یه بهونه ای آوردن که فلان...(از رو خجالت یا هر چی)
ولی الان چه بهونه ای داریم؟؟؟
چه بهونه ای داریم ؟؟؟
اون زمون مولامون با وجود امثال سلمان ومیثم و... درد دلش رو به چاه میگفت...الان چی کار کنیم؟؟؟
چی داریم به خدا بگیم؟؟؟
نه دیگه ماها جواب بالا سری و چی میدیم؟؟؟
فقط میشه گفت خدایا فرج مولای ما رو برسون تا ...
اللهم عجل الولیک الفرج
به مطلب دیگه داشتم آماده میکردم که بذارم برا نمایش ولی وقتی دیدم روز ٢٩خرداد روز بزرگداشت معلم بزرگ دکتر علی شریعتی گفتم یه مطلب با موضوع ایشون بنویسم.
از بزرگی و کمالات ایشون هر چی بگم کم گفتم.به نظر من با وجود خفقان قبل از انقلاب و فشارهایی که رژیم وقت میاورد ایشون یکی از بزرگترین اسلام شناسان معاصر ایران عزیزمون بودن...و کتاب در باب اسلام شناسی دارن...من مطالعه کتابهای استاد رو به شما پیشنهاد میکنم.
استادی که واقعا یک روشنفکر واقعی بودن و جالب که اصلا از لفظ روشنفکر به اون معنا اصلا خوششون نمیومد...
و این هم گزیده ای از کتاب زیبای کویر تقدیم به استاد و همه علاقه مندان به ایشان:
((...من از هر چه انسان تا کنون بر روی این خاک بنا کرده است، پنج چیز را دوست دارم، نه که دوست تر میدارم،نه، دوست میدارم:
محراب را ،مناره را ،پنجره را ،شمع را و آینه را.
محراب را که تنها گوشه تمیزی است بر روی این خاکستانی که همه جایش را به انسان آلوده اند.تنها جایی که که در زمین روزمرگی ها و پلیدی های زندگی کردن در آن راه ندارد.آنجا که بازار نیست ،که در آن سوی آن؛هر جا که هست بازار است و هر که هست بازرگان و بازاری...هرچند محراب به دست بازرگانان و خلیفگان...اما به هر حال،محراب!
و مناره را که ،تنها قامت بلند و آزادی است که از میان شهرها و شهریان- که همگی سرشان بر روی شکمشان یا زیر شکمشان یا هر دو خم است-بر کشیده است.تنها قامت کشیده و افراشته ای که هر صبح و ظهر و شام ،فریاد آسمان را بر سر بردگان زمین فرو میکوبد.تنها اندامی که در میان بوقلمونان هفت رنگ و هفتاد روی و هفتصد و هفتاد آواز از آغاز حیاتش تا ویرانی و نابودی،تنها یک ((ندا))را تکرار میکند و عمر بر سر یک فریاد مینهد و بر آن وفادار میماند تا بمیرد...))
یاد و خاطره این استاد بزرگ گرامی باد...
